|
در طول زندگی همه به من می گفتند در هدف هایم ثبات ندارم...
و همیشه می خواستند که شخصیت من رو عوض کنن... وقتی به یاد گذشته ها و رفتار آدم ها با خودم می افتم خندم می گیره... چرا اونها متوجه یه چیز مهم نشدن! شخصیت من در یک مورد ثبات داشت... در بی ثباتی... باور کنید من اونقدر در بی ثباتی ثبات داشتم که هر لحظه آماده انجام یک کار جدید بودم. + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 19:56 توسط بشرا |
وقت باارزشم رو بجای اینکه صرف تو کنم صرف خودم می کنم تا بهتر بشم تا بهترین موجود دنیا را که می تونم از خودم بسازم و اون موقع خودم رو بهت تقدیم می کنم اگه لیاقتش رو داشته باشی بدستم می یاری و اگر نه دوست دارم بغلت کنم و خوب به خاطر بسپارم چه کسی رو از دست دادم و چه کسی من رو از دست داده... + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 19:51 توسط بشرا |
تمام حرکات افراد را زیر نظر داشت. با خود فکر می کرد چه قدر این آدم ها پر از عیب و نقص هستند.یادش رفته بود خود او هم آدم است. + نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 18:16 توسط بشرا |
|