بن بست
در بن بست راه آسمان باز است پرواز بیاموز
۲ روز بیشتر وقت نداشتم! فقط ۲ روز.... خیلی حس عجیبی بود... تمام لحظه هام شده بود فکر کردن به این که توی این ۱۸ سال چی کار کردم؟! به این که کی بودم ٬ کی هستم؟! واسه خدا چی کار کردم؟! چی دارم به خدای خودم بگم؟! ولی دستم خالی بود ... خالیه خالی! هر کسی که توی زندگیم بهم آرامش می داد ٬ کنارم بود ولی احساس می کردم که هیچی ندارم! تنها بودم... تنها!
**خدای من! نکنه ۲ روز بیشتر وقت ندارم! وای....... با دستان خالیم چه کنم؟! اندکی صبر سحر نزدیک است هر دم این بانگ برآرم از دل: وای این شب چقدر تاریک است!
** خدا جون خودت یه جوری درستش کن! خودت خوب میدونی چی رو می گم... خواهش می کنم....
| Design By : Night Skin |

